سلام : خاطرتان هست آشنایی یمان ؟
تفنگ وسینه و فریاد همصدایی یمان ؟
وعالمی که به انگشت بهت می نگریست
شکوه همدلی و قصه ی رهایی یمان ؟
بهای خون من و تو : سلام آزادی .
و بعد: روشدن چهره ی ریایی مان ؟!
وانشقاق عظیم درون قوس و قزح
وایده های به تاراج روشنایی مان؟
تبربه دست توافتادوچشم بسته به من .
که برکنیم زبن نسل آریایی مان !!!
.... ز درد خطه ی سیوند ...آه هیچ نگو
مگر یکیست احادیث بی وفایی مان ؟؟
کنون که عالم و آدم بدند ! و ما خوبیم!!!!!!!
مبارک است!از آن اهل بد !! جدایی مان!
بجای نان به (غلامی) طناب وعده دهید
که بهتر است از این کاسه ی گدایی مان

