ترک شیرازی
اگرآن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندو يش بخشم سمرقند و بخارا را
(حافظ شيرازي)
اگرآن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندو يش بخشم تن و دست و سر و پا را
كسي كو چيز مي بخشد از آن خويش مي بخشد
نه چون حافظ كه مي بخشد سمرقند و بخارا را
(خواجوي كرماني)
اگرآن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندو يش بخشم سرير روح واعضاء را
كسي كه چيز مي بخشد ز سعي خويش مي بخشد
نه چون خواجو كه مي بخشد تن ودست وسروپارا
تن ودست وسر و پا را به خاك گور مي بخشند
نمي بخشند بر ياري كه شور افكنده دنيا را
(اسعد گرگاني)
((اگر آن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را))
( به خا ل هندويش) بخشم تمام ملك دارا را
به اوگويم تو را خواهم به عشقي پاك و دنيايي
به اوگويم خدا دادست از بهر تو دنيا را
حجاب از چهره بردار و برون آ از پس پرده
كه يزدان دوست ميدارد جمال وروي زيبا را
بیا تا فارغ از هر غم بمانیم از برای هم
بياويزيم اين دم را بياغازيم فردا را
به زیر پایم آرم باقران وکال جنگالش
هم از بند دره تا آبشار چار بالا را
به اوگويم شرابم ده شرابي غير روحاني
به او گويم حرامم كن حرامم زهد و تقوا را
نمي خواهم من آئیینی كه غم را زهد مي داند
نمي خواهم طبيبي كه شمارد زخم سارا را
حديث از جنت و رضوان نگوئيدم كه من مستم
نگيرم كام گر اينجا نمي فهمم من آنجا را
من آدم بودم و يا رب اگر مي خواستي باشم
نمي گفتي به شيطان تا فريبد نفس حوا را
خدایا سا لها بر سرخی شمشیر بالیدم
كنون گويم برويان سبز هاي باور ما را
خرافات و تعصب گر به خاك گور مي رفتند
زمين و آسمان كم بود علم آريا ها را
چنین گفتار نيكم حاصل كردار نيكان است
چرا برخي كم انديشه نمي فهمند اينها را
سرير روح و اعضا را بدار اسعد براي خود
تو هم خواجو براي خود تن و دست و سر و پا را
كه بود آن ترك شيرازي به تفسیر شما شاعر ؟
چرا آن حافظ قرآن ببخشد خوان يغما را
زدم فا لي به قصد پاسخ و گفتا چنين حافظ
(( كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را ))
لذا صد راز پنهان است دراين گفته ي حافظ
كه مي بخشد به دلدارش( سمرقند و بخارا را )
محمد رضا غلامي بيرجند خرداد 1382

